شرف الدين على يزدى
25
ظفرنامه ( فارسى )
و آن قصه را تاريخ مىساختهاند و بدين سبب مردم را كيفيت تاريخ سابق فراموش مىشده و به تحقيق رعايت نتوانستهاند كرد . و جمعى از حكماى فلاسفه ، ابتدا و انتهاى آفرينش را منكرند و گويند لازم ذات واجب الوجود است تعالى شأنه هرگز نبود كه نبود و هرگز نباشد كه نباشد و اين سخن باطل هست . « تعالى عمّا يقول الظالمون » عُلُوًّا كَبِيراً « 1 » ، ذات حضرت واجب الوجود است هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ « 2 » و خانان خطا و چين و بخشيان ترك و علماى فارس و زيركان هند ابتداى خلقت آدم - صلوات اللّه و سلامه عليه - را از هزار هزار گذرانيدند و گويند چندين آدم بوده است و هريك لقب مخصوص داشتهاند و متشرّعان دين محمّدى - صلى اللّه عليه و سلّم - از زمان هبوط آدم به زمين تا ظهور دوم خاتم النبيّين - صلوات اللّه عليه - شش هزار سال و كمتر و بيشتر گفتهاند و اهل نجوم از زمان طوفان نوح تاريخى دارند . در اين ايّام كه شهور سنهء اثنى و عشرين و ثمانمائهء هجرى و سنهء ثمان و ثمانين و سبعمائهء يزدجردى است از زمان طوفان نوح - عليه الصلاة و السّلام - چهار هزار و بيست و يك سال است و چون مشهورترين تواريخ ، هجرى و تركى است ، مبناى اين كتاب بر اين دو تاريخ نهاده شده . تاريخ هجرى تعلّق به دور قمر دارد ، يك سال او عبارت از سيصد و پنجاه و چهار روز و كسرى باشد و تاريخ تركى تعلّق به دور آفتاب دارد و يك سال آن سيصد و شصت و پنج روز و كسرى باشد و تاريخ تركى به اسامى سالها مقيّد است ، چنانچه معروف و مشهور است . فصل در شرح آفرينش عالم و شرف آدم بر ديگر حيوانات بدانكه حق تعالى به كمال قدرت و حكمت شايعه به اشارت إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ « 3 » به يك روز هردو جهان آفريد و به شش روز هفت آسمان آفريد و دو عالم را به يك كلمه باديد « 4 » كرد ، يكى عالم امر و يكى عالم خلق .
--> ( 1 ) . اسراء ( بنى اسرائيل ) / 4 ( 2 ) . حديد / 3 ( 3 ) . يس / 82 . ( 4 ) . متن : بازديد ؛ تصحيح قياسى .